خبرها حکایت از این دارند که جمهوری اسلامی به ۹۰۰ هزار مهاجر افغان سه ماه مهلت داده است تا خاک ایران را ترک کنند. همزمان از سوی کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان نیز، اعلام شده است که به هر نفر از مهاجران که داوطلبانه ایران را ترک کند،۱۵۰ دلار پرداخت می کند و آنان را هم به لب مرز می رساند.
این اولین باری نیست که جمهوری اسلامی و کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان، در اقدامی مشترک و ضد انسانی مهاجران افغان را تحت فشار می گذارند تا جایی را که عمری در آن کار کرده و با نازلترین حق و حقوق ثروت آفریده اند، ترک کنند.
چنین برخوردی از سوی رژیم ایران و سازمان ملل، این واقعیت تلخ و غیر انسانی را به نمایش می گذارد که هم حکومت ایران و هم سازمان ملل عملاً می خواهند هویت اجتماعی توده وسیعی از کارگران را که سالها در این کشور زیسته و کار کرده اند تنها به اعتبار اینکه شناسنامه غیر ایرانی دارند، نادیده بگیرند و هیچ حق شهروندی برای آنان قائل نشوند و به همان جایی برگردانند که شعله های جنگ داخلی در آن شعله می کشد.
مهاجران افغان هر وضعیتی که داشته باشند، مجرد باشند یا صاحب همسر و فرزند، بخشی از جمعیت و شهروندان این جامعه اند که نه جمهوری اسلامی و نه سازمان ملل حق سلب اجازه کار و زندگی آنان را ندارند و باید از کلیه حقوق شهروندی برخوردار باشند.
چه کسی می تواند نقش این توده وسیع از کارگران رنجدیده را که با نازلترین حقوق، تن به سخت ترین و پرمخاطره ترین کارها می دهند، انکار کند؟ چه کسی می تواند انکار کند که اینان بیشتر از هر کارگر دیگری از جانب کارفرما و صاحب کار استثمار می شوند؟ کارفرمایان و صاحبان کار آزمندانه و با کمترین دستمزدها بالاترین شدت کار را به آنان تحمیل می کنند و هیچگاه هم به قرار و مداری که با آنان می بندند پایبند نیستند و بی شرمانه حق و حقوق شان را پایمال می کنند.
بسیاری از مهاجران افغان که امروز جمهوری اسلامی و سازمان ملل می خواهند یک عمر کارکردن شان را با ۱۵۰ دلار بازخرید کنند و روانه مرز کنند، کسانی هستند که همسر و فرزند دارند، فرزندان شان در این کشور بدنیا آمده اند. اسفبار اینکه بسیاری از فرزندان این محرومان بجرم اینکه پدرشان صاحب شناسنامه ایرانی نیست، حتی از رفتن به مدرسه هم محرومند.
جمهوری اسلامی آنزمان که به نیروی کار ارزان آنان نیاز داشت و آنزمان که کوره جنگ ایران و عراق گرم بود و به گوشت دم توپ نیاز داشت، بی حساب این دسته از کارگران را روانه جبهه های جنگ می کرد و بسیاری نیز قربانی شدند. همین رژیم که امروز گرفتار بحران عمیقی است و بسیاری از مراکز کار و تولیدش به تعطیل کشیده شده اند و روز به روز آمار بیکاری بالا می گیرد، می خواهد به کارگران بیکار القاء نماید که عامل بیکاری آنان وجود کارگران افغان می باشد و به این ترتیب به همبستگی کارگری لطمه وارد آورد و در میان کارگران کینه و تفرقه ایجاد کند.
واقعیت این است که کارگرانی که امروز قرار است قربانی یک توطئه مشترک جمهوری اسلامی و سازمان ملل بشوند و دیپورت گردند، بخشی از جمعیت کارگری ایران هستند و باید شهروند این جامعه بحساب آیند و نه تنها نباید با هیچ توجیهی حق و حقوق شان را زیر پا نهاد، بلکه باید از کلیه حقوق شهروندی برخوردار باشند.
این رسالت توده کارگران و هم طبقه ای های آنان است که باید به دفاع از حقوق شهروندی این دسته از کارگران که در واقع دفاع از حقوق کارگری خود و آنان است، مانع اجرای این تصمیم ضدانسانی بشوند.
هیچکس به اندازه خود این انسانهای ستمدیده نمی داند که بی هویت زیستن و در خفا زندگی کردن، چقدر دردناک و چقدر تحقیرآمیز بوده است. درد این بی هویتی، آنزمان آزاردهنده تر است که می بینند فرزندان شان هم که هیچگاه افغانستان را بچشم ندیده و زاده ایران اند، نه تنها شناسنامه ندارند که به مدرسه هم راه نمی یابند و از هر گونه خدمات تأمینی و اجتماعی نیز بی بهره اند.
رژیم جمهوری اسلامی، عاجز و درمانده از پاسخگویی به معضلات اجتماعی مردم، همواره مهاجران افغان را عامل بیکاری، عامل بزهکاری، عامل بیماری و... به جامعه معرفی کرده است و به افکار عقب مانده ناسیونالیستی و شبه فاشیستی میدان داده تا علیه آنان سمپاشی نمایند.
جمهوری اسلامی آنزمان که به نیروی کار ارزان شان نیاز داشت و از وجودشان در طول ۸ سال جنگ به عنوان گوشت دم توپ استفاده می کرد، وجود و حضورشان را نادیده می گرفت اما اکنون که در بحرانی عمیق غوطه می خورد و پاسخی برای ابتدائی ترین خواستهای توده های مردم ندارد، انگشت به سوی شان دراز می کند و به اشکال مختلف می گوید که نان کارگر بیکار و گرسنه را آنان ربوده اند و می خواهد مردم را علیه این انسانهای شریف بشوراند.
اقدام مشترک جمهوری اسلامی و کمیساریای امور پناهندگی سازمان ملل، علیه مهاجرین افغان اقدامی ضد انسانی است. این توطئه ضد انسانی را تنها با قدرت همبستگی مبارزاتی کارگران و مردم آزادیخواه و برابری طلب ایران با مهاجرین افغان می توان در هم شکست.
کارگران کمونیست علاوه بر هر اقدامی که در دفاع از مهاجران افغان در دستور می گذارند، باید به هم طبقه ای های خود بگویند که دفاع از این بخش از کارگران، دفاع از کل طبقه کارگر است.
گفتار روز تلويزيون كومه له
20 دیماه 1390
10 ژانویه 2011
سايت حزب کمونیست ایران http://www.cpiran.org
سايت کومه له http://komalah.org/farsi
سایت پیام http://www.payam.se